Nardis - Journey of an artist

اینجا یک ژورنال ساده است؛ برای نوشتن، اجرا و ضبط کردن و گاهی نیز به تصویر و قاب کشیدن.

andante

یک روز زمستانی بود. دم دمای صبح با صدای جوشیدن کتری، چکه های آب پرتقال را از روی انگشتانم مزه کردم و پلکم از ترشی پرید و با خنده های ریز زیر لب گفتم:« سرحال میشه برای درس خوندن.»

زیر گاز را خاموش کردم در فلاکس ریختم و تقریبا حاضر بودم و با تلفن ماشین گرفتم برای "اقاقیا"؛ خیابانی پر از چنار های سال خورده که سر به آسمان داده اند.

 

صبح دل انگیزی بود برای قدم زدن. یادم می آید از شال تا بوت هایت مشکی بودند. حتی کیف چرمی ات هم که از پر بودن در حال ترکیدن بود هم مشکی رنگ بود. با من دست ندادی اما همقدم با من گام بر می داشتی. مقصدمان مشخص نبود و در گفتن از خوراکی ها شیشه آب پرتقال را از کیفم درآوردم. قهوه هم داشتم و از قصد و انگیزه ام برای ترکیب آب پرتقال و قهوه میگفتی و می خندیدی. گذشتیم و پله های خانه مردم جای خوبی برای نشستن بود. دوربین ات را نشانم دادی. 

روزنه آفتاب از پشت ابر شکاف روشنی به زمین می تاباند و خنکای نسیم زمستانی بخار قهوه داخل فلاکس را با خود می برد. حالم خوب بود. چون زمستان بود، چون کنار تو نشسته بودم و فکر میکردم حالا که پاسور آورده زمان بیشتری را از خدا می دزدم تا کنارت سپری کنم.

صدای شاتر*

ترشی آب پرتقال شماره یک در جهان بود من هم موافقم! 

همراهم از میان چنار ها به صدای کلاغ ها گوش می سپردی و با من کاشی های روی زمین را می شماری. نوازش بوته های رزماری دست هایمان را معطر کرد. یادت هست یک برگ رزماری چیدی؟

با هم گلدانی درست کردیم از دست هایمان تا ریشه زند جوانه ای که سبز و شکوفا سازد باغ ما را.

to my immortal beloved

2
درباره

ناردیس -Nardis- جایی برای خواندن و شنیدن. اینجا از روزمرگی ها می نویسم؛ از هنر خواهیم گفت و گوش به موسیقی می دهیم. 

در این مقطع، ناردیس، صرفا یک ژورنال ساده می باشد.

آمار بازدید
  • بازدیدکنندگان آنلاین 1
  • بازدید امروز 33
  • بازدید گوگل امروز 29
  • بازدیدکنندگان امروز 16
  • بازدیدکنندگان دیروز 36
  • بازدیدکنندگان هفتگی 126
  • بازدیدکنندگان ماهانه 212
  • کل بازدیدها 369
  • کل بازدیدهای گوگل 160
  • کل بازدیدکنندگان 183
  • عمر وبلاگ 114 روز
قدرت گرفته از بلاگیکس ©